نویسنده :
رها - ساعت ٤:٥٥ ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱٠/٢٧
"آه"
اسم خداست!
تازه فهمیدم !
نویسنده :
رها - ساعت ۳:٤۸ ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱٠/٢٥
بی زارم از نفس کشیدن تو دنیایی که
"سامان" نداشته باشه...
نویسنده :
رها - ساعت ۸:٤٤ ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱٠/۱٩
بی تابه از درد ...
بهش میگم : عزیزم چیکار کنم برات؟
میگه : بکُشم !
نویسنده :
رها - ساعت ۱۱:۱٩ ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱٠/۱۸
ضعف داره!
ازش میپرسم ماساژت بدم؟
زیر چشمی میخنده با لحن خاص خودش میگه : " از کرمته !"
پ ن : شانزده سالشه ، شیمی درمانی میشه !